loading...
فرامادرانه
copyright


http://s2.picofile.com/file/7852634515/signbot_1_.gif


این سایت مکانی مناسب برای دسترسی آسان به تمامی مطالبی می باشد که در فضای مجازی ایران قرار دارد.

همچنین وب مستر های محترم می توانند به وسیله ی تبادل لینک و همکاری با سایت copyright وب سایت های خود را شناخته تر کنند.

با آرزوی موفقیت برای تمامی شما عزیزان

می تونید با سیستم تبادل لینک خودکار به آسانی با ما تبادل لینک کنید

و با ارسال کد بنر یا لوگوی خود به این سرویس عضو خانواده ی ما شوید(پر کردن تمام موارد جز تلفن اجباری می باشد)

طراحی لوگو و بنر

baner

 

 

طراحی بنر , لوگو , هدر

 

ارزان تر از همه جا!

باور ندارید با سایر سایت ها مقایسه کنید.

 


برای سفارش و دیدن نمونه کارها


بر روی لوگو کلیک کنید



شماره تماس مدیریت:09378869903

پوریا بازدید : 203 شنبه 12 مرداد 1392 نظرات (0)
          یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست.
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟»
 

و او به زن چنین گفت: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهی ات رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!»
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش رو بیاره، زن از در بیرون رفته بود، در حالی که بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همون طور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!».
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت، در حالی که به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :«دوستت دارم اسمیت، همه چیز داره درست می شه».

منبع:لینکستان کپی رایت/پرنس

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
بنر دوستام

درباره ما
موفقیت تو موفقیت ماست "کپی رایت" به "نتورکر" بدل شد چون امروز مردم این ناحیه به "نتورکر" احتیاج دارن
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    نظرسنجی
    نحوه ی انتشار مطالب و دسترسی شما به اطلاعات سایتو چطور می بینید؟
    نظرتون راجع به قالب سایت چیه؟
    آمار سایت
  • کل مطالب : 2720
  • کل نظرات : 619
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 186
  • آی پی امروز : 51
  • آی پی دیروز : 36
  • بازدید امروز : 2,634
  • باردید دیروز : 124
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 3,089
  • بازدید ماه : 4,799
  • بازدید سال : 48,743
  • بازدید کلی : 2,121,685
  • کدهای اختصاصی

    دریافت کد آمارگیر سایت

    کمپ خانوادگی کپی رایت

    می تونید با سیستم تبادل لینک خودکار به آسانی با ما تبادل لینک کنید

    و با ارسال کد بنر یا لوگوی خود به این سرویس عضو خانواده ی ما شوید(پر کردن تمام موارد جز تلفن اجباری می باشد)




    copy right

    وبلاگ-کد لوگو و بنر



    copy right


    وبلاگ-کد لوگو و بنر


    copy right


    وبلاگ-کد لوگو و بنر


    وبلاگ-کد لوگو و بنر




    worldmusic


    وبلاگ-کد لوگو و بنر



    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    ÊÕæíÑ ÇÓÊÇÊíß

    ÊÕæíÑ ÇÓÊÇÊíß